تبليغاتX
تنهایی و غربت - اشک انتظار

تنهایی و غربت

تو اي صفاي ضميرم چرا نمي آيي چرابهانه نگيرم چرانمي آيي اگرحجاب ظهورت وجودتارمن است خدا كندکه بمیرم

اشک انتظار

 

به ياد تو هر روز با خدايم به عهد مي نشينم اي مهدي صاحب زمان..!
    
با نغمه اللهم بلغ ... المهدي القائم بامرک جنبشي عجيب به استخوانهاي بدنم جان مي دهد
    
با نداي ... ان حال بيني و بينه الموت ... فاخرجني من قبري ... اميدي وسيع قلبم را در تپش استواري مي بخشد و بالاخره با صداي انهم يرونه بعيدا و نره قريبا اشک شوق و انتظار از چشم دلم جاري مي شود. و تو اي تنها لاله شکفته صحراي اميدواران بيا که گلزار مارا دوباره سبز و خرم کني! خدايا برسان که مي رويم از پي او
     نشود آيد و ما بي ره و رهدار شويم!
 

    اللهم صل ال محمد و المحمد و عجل فرجهم.
    
برحمتک يا ارحم الراحمين.

 

 

التماس دعا

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم آذر 1386ساعت 22:18  توسط یه منتظر   |