تبليغاتX
تنهایی و غربت

تنهایی و غربت

تو اي صفاي ضميرم چرا نمي آيي چرابهانه نگيرم چرانمي آيي اگرحجاب ظهورت وجودتارمن است خدا كندکه بمیرم

آياتي که مطابقت با حضرت مهدي دارد

 
(بحار ج 51 ص 48 و منتخب الأثر ص 294):
عن ابيعبدالله (ع) في قوله تعالي: «امن يجيب المضطر اذا دعاه و يکشف السوء و يجعلکم خلفاء الارض» (النمل 62) حدثني ابي عن الحسن بن علي بن فضال عن صالح بن عقبة عن ابيعبدالله (ع) قال: نزلت في القائم من آل محمد (ع) و الله هو المضطر اذا صلي في المقام رکعتين دعا الي الله فاجابه و يکشف السوء و يجعله خليفة في الارض.
پدرم از حسن بن علي بن فضال از صالح بن عقبة از: امام صادق (ع) در تفسير آيه شريفه «چه کسي است که پاسخ مظفري را که او را بخواند مي‏دهد و رنج از او دور مي‏کند و شما را در زمين جانشين پيشينيان سازد. فرمود: آيه شريفه درباره حضرت قائم آل محمد (ع) نازل شده و به خداوند سوگند اوست مظطر هنگامي که در مقام ابراهيم (ع) دو رکعت نماز خواند وخداوند را صدا زند و خداوند دعايش را مستجاب گرداند و رنج را از وي دور کند و او را خليفه زمين قرار دهد.
(بحار ج 52 ص 324 و منتخب الاثر ص 294):
عن ابيعبدالله (ع): قوله تعالي: «هو الذي ارسل رسوله بالهدي و دين الحق ليظهره علي‏الدين کله و لو کره المشرکون» قال: اذا خرج القائم لم يبق مشرک بالله

[ صفحه 24]

العظيم، و لا کافر الا کره خروجه حتي لو کان في بطن صخرة لقالت الصخرة: يا مؤمن في مشرک فاکسرني: واقتله.
امام صادق (ع) در تفسير آيه شريفه‏ي «اوست خدايي که رسولش را براي هدايت مردم با دين حق فرستاد تا او را بر تمام اديان پيروز گرداند اگر چه مشرکان را خوش نيايد» فرمود: زماني که حضرت قائم خروج کند نه مشرکي به خداوند عظيم باقي ماند و نه کافري که ظهورش را ناخوشايند داند کافر اگر چه در درون سنگي پنهان شود آن سنگ به سخن آيد و گويد اي مؤمن در درون من مشرکي است مرا بشکن و کافر را بکش.
(منتخب الأثر ص 295):
عن ابي‏بصير (ره) عن ابيعبدالله (ع): في قوله عزوجل. «وعدالله الذين امنوا منکم و عملو الصالحات ليستخلفنهم في الارض کما استخلف الذين من قبلهم و ليمکنن لهم دينهم الذي ارتضي لهم و ليبدلنهم من بعد خوفهم امنا يعبدونني لا يشرکون بي شيئا» (النور 55) قال: القائم و اصحابه.
ابي‏بصير (ره) از امام صادق (ع) در تفسير آيه شريفه «وعده داده است خداوند آناني که ايمان آورده‏اند و عمل صالح انجام دادند آنان را جانشينان ديگران در زمين قرار دهد چنانچه صالحان قبل را جانشين در زمين قرار داد وآنان قدرت دين دهد بدانگونه که راضي گردند و پس از خوف و ترس آنان را ايمن سازد که فقط مرا عبادت کنند و شرک بمن نياورند» فرمود: آيه درباره حضرت قائم (ع) و يارانش مي‏باشد.
(منتخب الأثر ص 295):
عن ابي‏عباس (ره) في قوله تعالي:«ليظهره علي الدين کله و لو کره المشرکون» (التوبه:33) قال: لا يکون ذلک حتي لا يبقي يهودي و لا نصراني، و لا صاحب ملة الا دخل في الاسلام حتي يأمن الشاة و الذئب والبقر و الأسد و الانسان و الحية و حتي لا تقرض فارة جرابا و حتي توضع الجزية و يکسر الصليب و يقتل الخنزير و ذلک قوله «ليظهره علي الدين کله و لو کره المشرکون».
به روايت ابن عباس (ره) در تفسير آيه شريفه (او را با ديني درست و بر حق فرستاد تا او را بر همه اينها پيروز گرداند هر چند مشرکان را خوش نيايد) فرمود: اين امر تحقق

[ صفحه 25]

نمي‏يابد تا اينکه نه يهوديي و نه نصراني و يا صاحب ملت و کيش ديگري در روي زمين نباشد مگر اينکه داخل در اسلام گردند تا اينکه گوسفند و گرگ و گاو و شير و انسان و مار در امنيت با هم زندگي نمايند و تا اينکه موش از انبان چيزي برندرد و جزيه بر اهل ذمه نهاده شود و ديگر جزيه نگيرند و صليب شکسته گردد و خوکها کشته گردند و اين است مصداق آيه شريفه (با ديني حق او را پيروز گرداند بر همه مشرکان».
(سفينة البحار ج 2 ص 701 و نورالثقلين ج 4 ص 110):
في کتاب کمال الدين باسناده الي حکيمة قالت: لما کان اليوم السابع من مولد القائم جئت الي ابي‏محمد (ع) فسلمت عليه و جلست فقال: هلمي الي ابني فجئت بسيدي و هو في الخرقة ففعل به کفعله الاول ثم ادلي لسانه في فيه کانما يغذيه لبنا و عسلا، ثم قال: تکلم يا بني قال: اشهد ان لا اله الا الله و ثني بالصلوة علي محمد و علي اميرالمؤمنين و علي الائمة الطاهرين (ع) حتي وقف علي ابيه (ع) ثم تلاهذه: «بسم الله الرحمن الرحيم و نريد ان نمن علي الذين استضعفوا في الارض و نجعلهم ائمة و نجعلهم الوارثين. و نمکن لهم في الارض و نري فرعون و هامان و جنودهما منهم ما کانوا يحذرون.
در کتاب کمال الدين باسنادش به حضرت حکيمه گفت: چون روز هفتم از مولد حضرت قائم (ع) فرا رسيد من به نزد حضرت عسکري (ع) آمدم و سلام گفتم و نشستم بمن فرمود: فرزندم را بياور من او را به پارچه‏اي پيچيدم و به محضر امام (ع) آوردم و کاري که در روز نخست انجام داده بود انجام داد آنگاه زبان مبارک را در دهان کودک چرخاند تو گوئيي باو شير و عسل مي‏خوراند آنگاه فرمود: سخن بگو پسرم او شهادت بر وحدانيت خداوند و به رسالت پيغمبر داده ثنا و دعا بر پيامبر و بر امير مؤمنان و همه ائمه معصومين صلوات الله و سلامه عليهم و درود فرستاد و تا بنام پدر بزرگوارش رسيد و ايستاد و اين آيه شريفه را خواند «و ما بر آن هستيم که بر مستضعفان روي زمين منت گذاريم و آنان را پيشوايان و وارثان گردانيم و آنها را در آن سرزمين مکانت بخشيم و به فرعون و هامان و لشکريانشان چيزي که از آن مي‏ترسيدند نشان دهيم.»

[ صفحه 26]

(اثبات الهداة ج 3 ص 553):
عن ابي‏خالد الکابلي قال: قال ابوجعفر (ع): و الله لکاني انظر الي القائم (ع) و قد اسند ظهره الي الحجر ثم ينشد الله حقه الي ان قال: ثم ينتهي الي المقام فيصلي رکعتين، و ينشد الله حقه ثم قال: هو المضطر في کتاب الله في قوله تعالي: «امن يجيب المضطر اذا دعاه و يکشف السوء يجعلکم خلفاء الارض (النمل:66) فيکون اول من يبايعه جبرئيل، ثم الثلاثماة و ثلثة عشر رجلا.
ابي‏خالد کابلي روايت کرده گفت امام باقر (ع) فرمود: به خداوند سوگند گويي مي‏بينم حضرت قائم (ع) را که پشت به حجرالأسود داده و خداوند را سوگند مي‏دهد بحق خدائيش تا آنکه فرمود: آنگاه به مقام ابراهيم (ع) آيد و دو رکعت نماز گزارد، باز خداوند را بحقش سوگند مي‏دهد سپس فرمود: اوست مضطري که در کتاب خدا فرموده آيا که درمانده را چون بخواندش پاسخ مي‏دهد و رنج را از او دور مي‏کند و شما را در زمين جانشين پيشينيان مي‏سازد آيا با وجود الله خداي ديگري است چه اندک پند مي‏گيرند» نخستين کسي که با حضرت بيعت کند جبرئيل (ع) سپس سيصد و سيزده مرده مي‏باشند.
(اثبات الهداة ج 3 ص 563):
عن الحسين بن محمد بن عبدالله بن الحسن عن ابيه عن ابي‏جعفر (ع) في قوله تعالي: «ان الارض يرثها عبادي الصالحون» (انبياء:105) قال: اصحاب المهدي في آخر الزمان.
به روايت حسين بن محمد بن عبدالله بن حسن از پدرش از امام باقر (ع) در تفسير آيه شريفه (اين زمين را بندگان صالح من به ميراث خواهند برد) فرمود: ياران حضرت مهدي (ع) در آخر الزمان وارثان زمين خواهند بود.
(اثبات الهداة ج 3 ص 563)
عن عبدالله بن عجلان عن ابي‏جعفر (ع) في قول الله عزوجل:«اذن الذين يقاتلون بانهم ظلموا و ان الله علي نصرهم لقدير» (الحج:39) هي في القائم و اصحابه.
به روايت عبدالله بن عجلان از امام باقر (ع) در تفسير آيه شريفه:«به کساني که با

[ صفحه 27]

ادامه را در ادامه مطلب بخوانید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم شهریور 1387ساعت 22:2  توسط یه منتظر   | 

پايه اصلي دين

از اين تقسيم بندي عرفي و مشهور که اعتقاد به ولايت و امامت در اصول مذهب قرار گرفته، برخي به غلط اين نتيجه را گرفته اند که اعتقاد به امامت و ولايت اهل بيت عليهم السلام ضرورت اسلامي نداشته، ايمان اسلامي بدون آن امکان پذير است! در حالي که نصوص ديني، خلاف اين ديدگاه را اثبات مي کند. حضرت باقر عليه السلام فرمودند: بني الاسلام علي خمس: علي الصلاه و الزکاه و الصوم و الحج و الولايه و لم يناد بشي‏ء کما نودي بالولايه، اسلام بر پنج پايه بنا شده است: بر نماز و زکات و روزه و حج و ولايت و براي هيچ کدام از چهار اصل قبلي به اندازه ولايت، سفارش نشده است. سپس امام فرمودند: فاخذ الناس باربع و ترکوا هذه - يعني الولايه. ولي مردم، چهار اصل قبلي را گرفته، ولايت را رها کرده اند. [1] .

[ صفحه 12]

اين روايت، اولويت ولايت را بر چهار اصل عبادي اسلام، يعني بر نماز و زکات و حج و ولايت نشان مي دهد. در روايت ديگري از امام باقر عليه السلام ولايت اهل بيت عليهم السلام بالاترين حقيقت ديني معرفي شده است. آنجا که مي فرمايند: ذروه الامر و سنامه و مفتاحه و باب الاشياء و رضا الرحمن، الطاعه للامام بعد معرفته. [2]  بالاترين و مرتفع ترين امر دين و کليد همه امور ديني و مدخل آنها، و مايه خرسندي خداي جهان، اطاعت از امام پس از معرفت او است. بنابر اين، ولايت اهل بيت عليهم السلام فرع دين نبوده، همه دين (غير از توحيد و نبوت) فرع ولايت محسوب مي شود. در روايتي از امام صادق عليه السلام که گزارش معراجهاي مکرر رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلم به ملکوت آسمانها است، اولويت ولايت اهل بيت بر ديگر فرائض و مباني دين اين گونه ترسيم شده است: عرج بالنبي صلي الله عليه و آله و سلم الي السماء مئه و عشرين مره، ما من مره الا و قد اوصي الله عز و جل فيها النبي صلي الله عليه و آله و سلم بالولايه لعلي و الائمه عليهم السلام اکثر مما اوصاه بالفرائض. [3]  پيامبر اکرم صلي الله عليه و آله و سلم صد و بيست بار به معراج رفت، در هر بار خداي بزرگ، پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم را بيش از آن که به واجبات ديني توصيه نمايد به ولايت علي و ائمه عليهم السلام توصيه مي فرمود. پس امر ولايت از همه واجبات ديني اوجب و از يکايک فرائض الهي

[ صفحه 13]

مهم تر است. درجه اين اهميت چنان است که در فرمايش ديگري از رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلم دوستي اهل بيت عليهم السلام اساس دين معرفي شده است. امام صادق عليه السلام به نقل از رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلم مي فرمايند:... و لکل شي‏ء اساس و اساس الاسلام حبنا اهل البيت. [4]  هر چيزي پايه هايي دارد و پايه اسلام، محبت ما اهل بيت است. حضرت باقر عليه السلام در مقام بيان پايه هاي دين، پس از معرفي نماز و زکات و روزه و حج و ولايت به عنوان ارکان دين، در پاسخ سوال زراره که پرسيد: کداميک از اين ارکان پنجگانه افضل است، فرمودند: الولايه افضل لانها مفتاحهن و الوالي هو الدليل عليهن. ولايت از ديگر مباني برتر است. زيرا که کليد آنها ولايت است، پيشواي الهي مردم را به روش انجام آنها راهنمايي مي نمايد. [5]  نکته قابل توجه اينجا است که از پنج رکن (نماز، زکات، روزه، حج و ولايت) ياد شده، در چهار اصل آنها عذر موجه افراد در ناچاريها پذيرفته است و شارع مقدس تخفيف قائل گرديده است، مثل اينکه در سفر، نماز شکسته شده، زکات تا زماني که مال به حد نصاب نرسد واجب نبوده، روزه بر بيمار و مسافر و پير واجب نيست، حج به شرط استطاعت واجب مي باشد. ولي ولايت با هيچ عذري از دوش افراد برداشته نشده، در همه شرائط و حالات، افراد به معرفت و اطاعت امام، موظف بوده و بدان آزموده مي گردند. [6]  حضرت باقر عليه السلام فرمودند:

[ صفحه 14]

لا يعذر الله يوم القيامه احدا يقول يا رب لم اعلم ان ولد فاطمه هم الولاه علي الناس کافه خداوند روز قيامت، عذر کسي را که بگويد: من از اينکه فرزندان حضرت فاطمه پيشواي همه مردم بوده اند خبر نداشتم، نمي پذيرد. [7]  پس زيبنده است که ما نسبت به اين اصل که مهمترين رکن ديني (پس از توحيد و نبوت) قلمداد شده است، توجه و اهتمام بيشتري ورزيم.

[ صفحه 15]

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم شهریور 1387ساعت 0:58  توسط یه منتظر   | 

آخرالزمان

آخرالزمان

روزگاري بر دنيا سپري شده که ديباچه زندگي دنيايي به شمار مي‏آيد و زماني نيز خواهد گذشت که پايان اين کتاب خواهد بود. برگه‏هاي پاياني کتاب زندگي انسان در زمين «آخِرُالزّمان» خوانده مي‏شود. «آخِرُالزّمان» اصطلاحي‏است که در فرهنگ اغلب اديان بزرگ به‏چشم مي‏خورد و در اديان ابراهيمي، از برجستگي و اهميت ويژه‏اي برخوردار است. اين اصطلاح معمولاً به روزگار پاياني دنيا و رويدادهايي‏گفته مي‏شودکه ممکن است در اين بخش از زندگي دنيوي به وقوع پيوندد. اديان بزرگ در باره آن پيشگويي‏هايي کرده‏اند؛ براي مثال در «انجيل» آمده است: «... و اين را بدان که اوقات صعب در زمان آخر خواهد رسيد، زيرا که خواهند بود مردم خود دوست و زرپرست و مغرور و متکبّر و کفرگو و نافرمان والدين و حق‏ناشناس و بي‏دين، و بي الفت و بي وفا و خبث کننده و بي‏پرهيز و بي‏حلم و با خوبان بي‏اعتنا، و خائن و کم حوصله و عبوس کننده و عيش را بر خدا ترجيح مي‏دهند». [1] .

قرآن مجيد در آيات فراوان به دوران «آخِرُالزّمان» اشاره کرده [2]  و در معارف ارزشمند اسلامي، اين اصطلاح در دو معناي کلي به کار رفته است:

1. مدت زماني طولاني که با ولادت پيامبر اسلام‏صلي الله عليه وآله آغاز و با شروع رستاخيز بزرگ پايان مي‏يابد. از اين رو آن پيامبر الهي را پيامبر آخِرُالزّمان نيز ناميده‏اند. [3] .

2. مدت زماني که با ولادت واپسين جانشين پيامبر اسلام‏صلي الله عليه وآله حضرت مهدي‏عليه السلام مقارن شده و زمان غيبت و ظهور را در برگفته، با شروع قيامت به انجام مي‏رسد.

روايات معصومين‏عليهم السلام نشان مي‏دهد:

يکم. با سپري شدن اين دوران، بساط زندگي دنيوي برچيده و مرحله‏اي جديد در نظام آفرينش آغاز مي‏شود.

دوم. آخِرُالزّمان خود به دو مرحله کاملاً متفاوت تقسيم مي‏شود: دوران نخست که در آن انسان به مراحل پاياني انحطاط اخلاقي مي‏رسد. فساد اخلاقي و ستم همه جوامع بشري را فرا مي‏گيرد و واپسين اميدهاي بشري به نااميدي مي‏گرايد. دوران بعد، عصر تحقّق وعده‏هاي الهي به پيامبران و اولياي خدا است وبا قيام مصلح جهاني‏آغاز مي‏شود.

کليات عقايد مربوط به «آخِرُالزّمان» تقريباً از سوي همه فرقه‏هاي بزرگ اسلامي پذيرفته شده است؛ ولي در خصوص وابستگي اين تحولات به ظهور مهدي موعودعليه السلام و نيز هويت او اختلاف نظر وجود دارد. شيعيان دوازده امامي، حضرت مهدي‏عليه السلام و حکومت جهاني او را حسن ختام حيات بشر در کره زمين و او را همان موعود امت‏ها مي‏دانند. در نظر آنان، با ظهور حضرت مهدي‏عليه السلام، برخي از ائمه و نيکان و صالحان و نيز بدان و تبهکاران تحت عنوان «رجعت» به دنيا باز مي‏گردند وزندگي دنيايي‏پايان مي‏يابد.

با گلگشتي در کلمات نوراني معصومان‏عليهم السلام، مي‏توان واژه‏هايي را که بيانگر پيوند مهدويّت و آخِرُالزّمان است، يافت. اين واژه‏ها عبارت است از:

1 . «آخِرُالزَّمان» (پايان زمان)

پيامبرصلي الله عليه وآله به‏حضرت علي‏عليه السلام فرمود: «اَلا اُبَشِّرُکَ اَلا اُخْبِرُکَ يا عَلِيُّ فَقالَ: بَلي يا رَسُولَ‏اللَّهِ فَقالَ کانَ جَبْرَئيلُ عِندي آنِفاً وَاَخْبَرَني اَنَّ القائِمَ الَّذِي يَخْرُجُ فِي آخِرِالزَّمانِ فَيَمْلَأُ الاَرْضَ عَدْلاً کَما مُلِئَتْ ظُلْماً وَجَوراً مِنْ ذُرّيَّتِکَ مِنْ وُلْدِالحُسَيْنِ». [4] .

«آيا تو را بشارت ندهم؟ آيا تو را خبر ندهم؟ عرض کرد: بله، يا رسول اللّه! آن حضرت فرمود: هم اينک جبرئيل نزد من بود و مرا خبر داد قائمي که در آخِرُالزّمان ظهور مي‏کند و زمين را پر از عدل و داد مي‏سازد - همان گونه که از ظلم و جور آکنده شده - از نسل تو و از فرزندان حسين‏عليه السلام است».

2 . «لا تَذهَبُ الدُّنيا» (دنيا به پايان نمي‏رسد)

اين تعبير بيانگر حتمي بودن تحقّق حوادثي است که پس از آن ذکر مي‏شود. عبداللّه بن مسعود مي‏گويد: رسول گرامي اسلام‏صلي الله عليه وآله فرمود: «لا تَذهَبُ الدُّنيا حَتّي يَلِيَ اُمَّتِي رَجُلٌ مِنْ اَهلِ بَيْتِي يُقالُ لَهُ المَهْدِيُّ»؛ [5]  «دنيا به پايان نمي‏رسد؛ مگر اينکه امت مرا مردي رهبري کند که از اهل بيت من است و به او مهدي گفته مي‏شود».

و روشن است دنيا به پايان نمي‏رسد مگر اينکه بخش پاياني‏اش (آخِرُالزّمان) را پشت سرگذارد.

3 . «لا تَقُومُ السّاعَة» (قيامت برپا نمي‏شود)

پيامبر گرامي اسلام‏صلي الله عليه وآله فرمود:

«لا تَقُومُ السَّاعَةُ حَتَّي يَقُومَ قائِمٌ لِلحَقِّ مِنَّا وَذلِکَ حِينَ يَأذَنُ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ لَهُ وَمَنْ تَبِعَهُ نَجا وَمَنْ تَخَلَّفَ عَنْهُ هَلَکَ...»؛ [6]  «قيامت بر پا نمي‏شود تا اينکه قيام کننده‏اي به حق از خاندان ما قيام کند و اين هنگامي است که خداوند به او اجازه فرمايد و هر کس از او پيروي کند، نجات مي‏يابد و هر کس از او سرپيچد، هلاک خواهد شد».

4 . «لاتَنقَضِي الاَيَّامُ» (روزها منقضي نگردد)

رسول خداصلي الله عليه وآله فرمود: «وَلا تَنْقَضِي الاَيَّامُ حَتّي يَمْلِکُ رَجُلٌ مِنْ اَهْلِ بَيْتِي يُواطِي‏ءُ اِسمُهُ اِسْمي»؛ [7]  «روزها منقضي نگردد تا اينکه مردي از اهل‏بيت من بر زمين حکومت کند که همنام من است».

5 . «لَوْ لَمْ يَبقَ مِنَ الدُّنيا اِلاّ يَومٌ واحِدٌ» (اگر از دنيا بيش از يک روز باقي نماند)

اميرمؤمنان‏عليه السلام بر بالاي منبر در شهر کوفه چنين فرمود: «لَو لَمْ يَبْقَ مِنَ الدُّنيا اِلاَّ يَوْمٌ واحِدٌ لَطَوَّلَ اللّهُ ذلک اليَومَ حَتي يَبْعَثَ‏اللّهُ رَجُلاً مِنّي»؛ [8]  «اگر از دنيا بيش از يک روز باقي نماند، خداوند آن روز را چنان طولاني خواهد کرد تا اينکه مردي از خاندانم بر انگيخته شود».

6 . «عِندَ اِنقِطاعٍ مِنَ الزَّمانِ» (در بخش پاياني زمان)

پيامبر اکرم‏صلي الله عليه وآله فرمود: «يکُونُ عِنْدَ اِنقِطَاعٍ مِنَ الزَّمانِ وَظُهُورِ الفِتَنِ رَجُلٌ يُقالُ لَهُ المهدي عَطاؤهُ هَنيِئاً»؛ [9]  «هنگام پايان زمان وآشکار شدن فتنه‏ها، مردي هست که‏به‏او مهدي‏گفته‏مي‏شود و بخشش ‏بسيار دارد».

 

>نشانه‏هاي آخرالزمان

>سيماي زندگي در آخرالزمان

>نجات يافتگان آخرالزمان

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم شهریور 1387ساعت 22:42  توسط یه منتظر   |