تبليغاتX
تنهایی و غربت

تنهایی و غربت

تو اي صفاي ضميرم چرا نمي آيي چرابهانه نگيرم چرانمي آيي اگرحجاب ظهورت وجودتارمن است خدا كندکه بمیرم

به خداي بزرگ ميسپارمتون به خاطر تموم محببتون ازتون تشكر ميكنم

 

در لابه لاي برفهاي تقدير كه بر سرمان ميباريد ما بايد به هم فرصت

 حرف زدن ميداديم  .بايد شجاعت شنيدن را حفظ مي كرديم چنان كه

 شجاعت گفتن را!!!

 

اما ما چه كرديم؟؟؟؟؟؟!!

 

از هم فرار كرديم يا به عبارت  بهتر از خودمان گريختيم!

 

 منطق دودوتا چهارتا يمان را به كار گرفتيم و دل بيچاره تعطيل شد!!!!

 خــــــــــــــــدانگهدار

التماس دعـا

+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم دی 1386ساعت 22:50  توسط یه منتظر   |