عرض ادب
اگه شد تو روزای آینده پست جدید می ذارم
التماس دعا
یا زهرا(س)
تو اي صفاي ضميرم چرا نمي آيي چرابهانه نگيرم چرانمي آيي اگرحجاب ظهورت وجودتارمن است خدا كندکه بمیرم
اگه شد تو روزای آینده پست جدید می ذارم
التماس دعا
یا زهرا(س)
![]()
می خواهم بگویم تقدیم به تو می بینم حقیر تر از آن است که ارزانی تو نمایم.
می خواهم بگویم هدیه برای تو می بینم که ناچیز تر از آن است که برای تو باشد ............
نمی دانم ........
نمی دانم ..................
نازنین ترین من !
برگ سبزی است از رضای تو
پذیرا باش.
ديده اي خواهم كه باشد شه شناس
تا شناسد شاه را در هر لباس
***********
نزدیک تر از قلب منی با من مهجور
دوری زمن است و ز تو مارا گله ای نیست
منتظر یعنی نشان از بی نشان
آسمانی پر زنور و کهکشان
منتظر یعنی وجود بی وجود
دائما از غربت گل در سجود
عالم صالح مرحوم حامی ملا باقر بهبهانی که مجاور نجف اشرف بود قضیه ای را مربوط به شفای فرزندش نقل میکرد و آن این است:
علی محمد پسرم مبتلا به بیماری شدیدی گردید که هیچ دوا یی در او اثر نداشت و بیماری وی هر روز
سخت تر میشد من از علما و سادات محترم نجف التماس دعا کردم واز انها خواستم که در باره فرزند
مریضم دعا کنند
ده شب از بیماری او گذشت ُدر شب یازدهم بیماری شدت یافت ومن هم هیچ چاره ای نداشتم تمام روزنه های امید بر روی من بسته بود و فقط یک روزنه به رویم باز بودولی به وسیله چه کسی به خدا رو کنم از او حاجت بخواهم
بیاد حضرت مهدی(علیه السلام) افتادم با خود گفتم چه بهتر که با این حال تضرع به حضرت متوسل شده و آن حضرت را واسطه قرار دهم بنابر تصمیمی که اتخاذ کرده بودم با اضطراب از نزد مریض بر خاستم و بر پشت بام خانه ام قرار گرفتم و با یک دنیا تضرع و زاری به حضرت ولی عصر متوسل شدم و با کمال خشوع می گفتم :
یا صاحب الزمان اغثنیُ یا صاحب الزمان ادرکنی
در حال گفتن این کلمات خودم را به خاک می مالیدم و تضرع می کردم و از آن حضرت می خواستم که شفای فرزندم را از خداوند متعال بخواهد ای امام زمان عنایت کن ای حضرت مهدی لطف کن ای امید امیدواران مرحمت کن ای آقا اگر عنایت نفرمایی ممکن است فرزندم بمیرد و مرا طاقت جدایی نیست
پس از توسل به حضرت ولی عصر (علیه السلام) از بالای بام به زیر آمدم و بدرون منزل رفتم و در مقابل علی محمد نشستم دیدم حالش به جا آمده و عرق شفا او را فرا گرفته است
با دیدن این منظره خوشحال کننده خدا رو شکر کردم و طولی نکشید که فرزندم از بیماری کشنده رهایی یافت
(نجم الثاقب باب هفتم حکایت ۹۷)
التماس دعا
یا زهرا(س)
عمریه فکرم اینه تا که کجا ببینمت
کجاهاسر بزنم تا اونجاها ببینمت
چن روزه که قنوتم همش دعای فرجه
چی می شه یه بار تو اون حال دعا ببینمت
دل من بهم میگه باید یه شب برم بقیع
کنار تربت زهرا رو خاکا ببینمت
چی میشه به قلبی که روحی نداره جون بدی
چی میشه خیمه ی سبزت رو بهم نشون بدی
«عبور»
با تو غزل ستاره ها نورانی ست
دل در قـــفس نگـــاه تــو زندانیست
نگــــذر ز بهار کـــوچه باغ احساس
چون بی تو تمام لحظه ها بارانی ست

بسم الله الرحمن الرحیم
َللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَه
وَفي كُلِّ ساعة وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ
طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلا
